تبليغاتX
رستاخیز...

رستاخیز...

در آداب و سنن ما افرادی با عنوان "سید"خطاب می شوند . این افراد که به طور موروثی این صفت را از پدران خود به ارث برده اند از نسل ائمه (ع) بوده و از نوادگان آنها به حساب می آیند. جایگاه سادات در میان مردم ،  از زمان های دور جایگاهی  والا و درخور توجه  بوده است .

مسئله بسیار مهمی که  در مورد سادات وجود دارد این است که  علی رغم حسن ظن و پس زمینه مثبتی که در مورد این افراد در افکار مردم  وجود دارد افرادی خلاف این صحبت  چه در تاریخ صدر اسلام و چه در تاریخ کشورمان کم نیستند یعنی کسانی که عنوان سید را بر دوش داشته اند و قدم در راه کج نهاده اند .پس نمی توان به اعمال و رفتار  یک نفر به دلیل اینکه از زمره سادات است بدون هیچ چون و چرایی مهر تایید زد و تمام  کار های ان را تصدیق نمود. لقبی همچون" سید " به تنهایی سبب تایید یک شخص به طور تمام  و کمال نیست .

و اینک آخر الزمان است...

همه چیز رسم دیگری را برگزیده . تمام دنیا دگرگون شده است  گویی در این ولوله روزگار  همه چیز دچار یک جهش بزرگ ژنتیکی شده است. در زمانی که ابر قدرت ها  برای رسیدن به  اهداف خود از هیچ کاری فروگذار نمی کنند  و تمام علوم را برای کسب هدف های خود به کار گرفته اند دیدن عجایب نیز دیگر مثل سابق سبب تعجب نیست. در این روزگار جان و مال انسان ها دیگر ارزشی ندارد . عده ای به عنوان ابرقدرت در راس هرم قدرت جهانی نشسته اند و برای پیش برد اهداف خود از هیچ عملی چشم پوشی نمی کنند . اخلاق را فراموش کرده اند و از تمام شاخه های نظامی و علمی جهت نابودی دشمنان خود استفاده می کنند . آری امروز علم در چنگال قدرت سیاه است . هنوز آزمایشگاه های زیر زمینی در کشور هایی همچون امریکا  با تولید ویروس ها، بیماری ها و حتی سربازان تولیدی علم را به سیاه چال خود اسیر کرده اند و به جان بشر زمینی انداخته اند . 

حال به بحث سادات بر می گردیم  .

 استکبار جهانی از آنجایی که  به مقام و جایگاه سادات در میان مردم ایران آگاهی دارد با تغییر ژنتیکی در یکسری از سید ها نسل جدیدی از آنها را تولید کرده و برای براندازی  نرم در ایران به کار گرفته است .این سادات که به هیچ وجه شباهتی به پدران خود ندارند با استفاده از جایگاه اسم و رسم پدران به جایگاه های نسبتا مهم کشور راه یافته اند و از آنجا بر ارباب خود تعظیم می کنند . این ها همان هایی هسند که در لباس موجه سیدی تیشه ای زرین  به دست گرفته اند تفکر قطع کردن ریشه اسلام را در سر پرورانده اند . اگر در تاریخ تعداد سادات ضاله  در طول زمان کم بود در زمان حال ما برکت یافته است و  هر کجا را که نگاه می کنی ردپایی از این سادات نسل جدید را پیدا می کنی . این سادات وارداتی یا به لحنی زیبا تر تحفه نا میمون غرب که در پوشال های سبز رنگ به کشور ما وارد شدند سربازان تولیدی همان آزمایشگا های زیر زمینی کشور هایی همچون آمریکا می باشند که با ماموریت سست کردن پایه های انقلاب اسلامی قصد براندازی آن را داردند .

و اما برای فردا...  

دشمنان جاهل ما  چنان در رویای شیرین پیروزی غرق شده اند که فراموش کردنه اند در بیداری، انقلابیان همیشه بیدار ایستاده اند تا فتنه های آنان را یکی پس از دیگری خنثی کنند . آری تمام زمان ها ایرانیان مسلمان خاکسار ائمه (ع) و نوادگان خلفشان بوده و هستند و برای دفاع و حفظ  آرمان های دینی خود جانشان را در کف گرفته اند و هر زمان که کسی قصد تجاوز به یکی از ارزش ها و نماد های دینی را داشته باشد کوبنده پاسخ گو خواهند بود . حال بخواهد در هر لباسی باشد روزی در لباس یک روحانی  روزی در لباس یک مرجع تقلید  و گاه در لباس یک سید . مردمان مسلمان ایران آگاهند و دشمنان خود را در هر لباسی خواهند شناخت این سادات آمریکایی که جای خود دارد  .                                      مسلمانان متعهد و آگاه با اطاعت از فرامین رهبری گرانقدر  و با مدد از خداوند منان فتنه ها را خنثی خواهند کرد و پوزه تک تکشان را خاک مال خواهند نمود .

 

                  

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 21:1  توسط م.الف  | 

کافیست یک بار با یک تاکسی از میدان انقلاب به سمت فردوسی بروید تا ببینید داخل ماشین از  چه مسائلی که بحث نمی شود . جالب است همه از همه چیز شکایت دارند  خودشان بیگناه اند و مقصر اصلی یا وزیر است یا وکیل یا آخوند . گویی خداوند آخوند را خلق کرد برای این که ما تمام مشکلات اعم از گرانی و کمیابی دارو و ترافیک و آلودگی هوا را به گردن این جماعت بیندازیم . نالیدن و شکوه کردن شده است بخشی از فرهنگ این مردم. فقیر و غنی هم ندارد همه نشسته اند و فریاد اعتراض بلند می کنند . کسی هم نیست که بگوید  همین مردم  سازندگان و آبادگران این مملکت هستند مسئولین ادارات و وزارتخانه های دولت که از فضا نیامده اند از همین مردمند .

شنیدن این صحبت ها ،سوالات بسیاری را در ذهن خلق می کند مانند این که چرا ما به جای جهشی به جلو تمام وقت نشسته ایم و ناله می کنیم ؟ آیا دیگر کشور ها هم به همین شیوه عمل می کنند یا می کردند؟ آیا مردم کشور هایی که از ما عقب مانده تر بودند و حالا ما به گرد پایشان هم نمی رسیم مانند ما بودند ؟ صحبت های رهبر معظم انقلاب  در جمع دانشجویان دانشگاه زنجان در سال ۸۵ را که           می خواندم حرف های غربیی بیان شده بود. غربت حرف ها به این جهت است که اصل چه هست و ما کجاییم . بیاناتی که معظم له از چند سال قبل فرموده اند و یک گوش ما در و گوش دیگر دروازه بوده است. وقتی ایشان جوانان که بیشترین قشر  این مملکت را تشکیل میدهد   از چندین سال پیش به سه اصل موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی تحصیل ، تهذیب  ، ورزش  رهنمود کرده اند چرا ما جوانان، نشسته ایم  و تنها شعار  حمایت سر می دهیم . ایشان  برنامه ریزی برای پنجاه سال آینده را امر می کنند و ما هنوز برای پنج ساعت بعد خودمان برنامه ای نداریم و بعد شاکی هستیم که چرا فلان کشور غربی انقدر پیشرفته است و ما هنوز از دغدغه آب و نان خواب به چشمانمان نمی آید.

 ایشان در مورد پیشرفته شدن غرب بیانات بسیار مهمی دارند . رهبری عزیز می فرماید "همین آمریکا  که امروز  از لحاظ علمی  از همه مراکز  علمی کشور های دنیا جلوتر است صد سال پیش برای ابزار های عادی جنگی محتاج انگلیس و فرانسه بود  تاریخ را بخوانید جنگ های انفصال را مرور کنید اما امروز در قله علم اند  چون تلاش کرده اند تلاش به دین و ایمان و کفر و اسلام ارتباطی ندارد  قرآن این را می گوید . من بار ها این آیه را گفته و خوانده ام کلاً نمدّ هولاء و هولاء ما به همه کمک می کنیم  این سنت الهی است . " و یا در ادامه، خطاب به دانشجویان و جوانان می افزایند " کلید تحولات اجتماعی  و تحولات عظیم در دست شماست  . تغییر موجب پیشرفت را خود ملت ها به وجود می آورند."

آری این همه چراغ های روشن که راه درست را از بیراهه نشان می دهد و باز ما در عین بینایی به بیراهه خود ادامه می دهیم . صدا و سیمای ما می خواهد  با بنگاه های خبری بی بی سی رقابت کند  به جای آنکه بنشیند و فکر چاره کند دکور اخبار ساعت ۲۱ خود را  با میلیون ها تومان از بیت المال تغییر می دهد  وآخرش هم در حد یک تقلید کودکانه از بی بی سی فارسی باقی می ماند. آری حق هم داریم  دانشجویان ما که باید  محققین  پر جنب و جوش این ملت باشند دلال تحقیق و پایان نامه های عده ای محقق کپی پیستی هستند و اساتید ما هم به جای تالیف کتب مرتبط  با جامعه وفضای امروز کشور دست به ترجمه های شکسته دهه شصت آمریکا زده اند و بسیار خوشحالند که با زرنگی تمام داده اند دانشجویانشان ترجمه کرده اند و به اسم خودشان منتشر شده .

آری چه زیبا در حاشیه جاده تعالی و پیشرفت اجتماعی  اردو زده ایم و شاهد عبور سریع کشور های به اصطلاح جهان سومی از کنار خود هستیم  و بزرگترین دغدغه مان هم این است که فردا چه چیز از ماهواره نشان می دهد چه رنگی مد می شود  که ما تهیه کنیم که خدایی نکرده در باب تظاهر از کشور های اجنبی عقب نیفتیم .  به هر حال  تا زمانی که  بیانات  مقام معظم رهبری   در میان نوار ها و کتاب ها محبوس است و یا در زمان سخنرانی ایشان برای تکبیر بین صحبت ها لحظه شماری می کنیم  وضع مان همین است که بوده و این قول خداوند است به بندگانش :

"ذلک باّن الله لم یک مغیّرا انعامها علی قوم حتّی یغیِّروا ما انفسهم "

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 1:26  توسط م.الف  | 

 

                                 

 یک باردیگر آخرین پست وبلاگ زمانه را خواندم.این مطلب بحث های زیادی را به همراه داشت به طوری که هم در محافل وبلاگی و هم در دیدار های حضوری دوستان نکات قابل توجهی پیرامون آن رد و بدل شد. وجود  تقسیم بندی و خط کشی ها به خودی خود دارای منفعت نیست و ممکن است به تفرقه بینجامد ولی گاهی با چنین دیدگاه کالبد شکافانه ای بعضی مسائل و مجهولات اجتماعی راحت تر هضم   می شود . در این مطلب ۵۵ خطی که حزب اللهی ها را به دو گروه تقسیم کرده بود در بخش حزب اللهی های نوع الف یک نکته ظریف بیان شد که شاید با بزرگ نمایی آن  مطالب بیان شده ملموس تر و قابل فهم تر شود. یک بار دیگر حزب اللهی های نوع الف را مرور می کنیم:

حزب‏اللهی‏های نوع الف:

این دسته از حزب‏اللهی‏ها همان دسته‏ای هستند که عمده مردم آن‏ها را به اسم حزب‏اللهی می‏شناسند. در این دسته همه‏جور آدمی پیدا می‏شود. از چماق‏به‏دست و تندرو تا قشر فرهیخته و دانشگاهی و اهل اندیشه و قلم. همه حزب‏اللهی‏هایی که در این دسته جای می‏گیرند به محمود احمدی‏نژاد رای داده‏اند .

چماق‏به‏دست و تندرو / قشر فرهیخته و دانشگاهی و اهل اندیشه و قلم

 نکته ظریف و قابل تامل در  این است که تقسیم بندی جزئی تری در میان خود مذهبی ها و یا به اصطلاح  حزب اللهی های نوع الف  وجود دارد.

اگر از منظری دیگر به مسئله بنگریم می توانیم  افراد مشمول این گروه را به دو زیر گروه تقسیم کنیم که در گروه اول افراد بسیجی ، مسجدی ، سنتی و در زیرگروه دوم افراد دانشجو ، تئوریکال و تفکر گرا  جای می گیرند. این دو گروه به هیچ وجه از هم جدا نیستند و حتی افراد مشترک زیادی  میانشان وجود دارد و در بسیاری از مواضع و رویکرد ها هم از جمله موضوع ولایت فقیه ، پیروی از خط امام و رهبری ،موضوع انقلاب وحفظ آرمان های آن و بسیاری دیگر به طور کامل و قاطع اتفاق نظر دارند . از شاخصه های برجسته این دو گروه این است که  در زمان های خطر به خوبی از همدیگر پشتیانی می کنند.

 به عنوان مثال در اغتشاشات بعد از انتخابات و در زمانی که خیابان ها مملو از اغتشاشگر ضد انقلاب بود و بسیجی ها برای حراست از دین و ناموس خود تلاش می کردند ماهواره ها، وبلاگ ها و وب سایت ها نیز جنگ روانی و رسانه ای  به راه انداخته بودند. گروه نخست در خیابان ها وارد جنگ تن به تن شده بودند و گروه دوم در فضای وبلاگ ها و وب سایت ها مشغول یک جنگ مجازی و اطلاعاتی بودند. این طیف با پشتیبانی و همپوشانی یکدیگر  و مدد الهی موفق به نابودی منافقین و جماعت ضالین شدند.

این اغتشاشات نشان داد که حزب اللهی ها در زمان خطر به خوبی با هم متحد شده و در  دو جبهه مجازی و خیابانی رویاروی دشمن می ایستند و او را به درک واصل می کنند.  حال فضای دو ماه بعد از اغتشاشات نیز قابل توجه است . با امدن ماه مبارک رمضان مسجد ارک تهران میزبان جمعیت چند هزار نفری  امت حزب الله است که تحت عنوان هیئت رزمندگان حزب الله در  شب های رمضان به نیایش می پردازند. هر شب از طیف های فرهیخته  و دانشگاهی همچون دکتر کامران لنکرانی تا افراد چماق به دست در این مراسم ها شرکت دارند. نشستن این طیف در زیر یک بیرق با توجه به این که  از نظر رویکرد سیاسی  کاملا احمدی نژادی است باز نوعی اختلاف و چند رنگی به چشم می خورد.

این اختلاف در زمان آرامش و صلح به یک شکاف فرهنگی مبدل می شود . به طوری که وقتی قائله می خوابد و همه چیز به جای اولش باز می گردد این گروه از هم دل خوشی ندارند ، بسیجی ها انگ روشنفکری به دانشجویان می زنند و انها هم  تند روی و خشکه مذهبی بودن شان را عیب بزرگ گروه دیگر می دانند. 

 تا این قسمت  اختلاف های دو گروه نسل سومی ،یعنی  دانشجو و بسیجی را در قالب حزب اللهی های نوع الف بررسی کردیم . نوع دیگری از این شکاف در میان خانواده ها ی مذهبی سرباز می کند  و در نوع دیگری مطرح می شود . این شکاف گاه میان فرزندان دانشجو با پدر و مادر  سنتی و یا به عکس خود را نشان دهد.  وجود این شکاف پیامد ها و بازخورد های بسیاری را در زندگی قشر مذهبی  جامعه پدید اورده است . به عقیده صاحب نظران سنت یک جامعه در سه  زمان بیشتر خود را نشان می دهد . نخست در تولد فرزند دوم در مراسم سوگواری و سوم در مراسم ازدواج . مراسم ازدواج نقطه اوج تبلور سنت  یک جامعه است و این در حالی است که اصطحکاک" میان نسلی" نیز به حد بالای خود می رسد.

این اختلافات و شکاف موجود روز به روز در حال افزایش است .اگر بازگشتی به نسل سوم داشته باشیم گروه اول یعنی همان بسیجی های  دارای دایره مطالعاتی محدود و تک بعدی هستند و بیشتر شان تحصیلات متوسطه را اخذ کرده اند و جذب بازار کار شده اند  و رابطه بدی با سینما  ،تئاتر و هنر،موزه ، کوه و پارک و... دارند . گروه دانشجو نیز با گسترش دایره دید و تفکری خود هر روز از گروه دیگر بیشتر فاصله می گیرند و این در حالی است که دانشجویان  اقلیت  حزب اللهی ها را تشکیل می دهندو به دلیل شکسته شدن صف منسجم  آنها فضاهای خالی به دست رقیب افتاده و  از این فضا  بر ضد تدین سوء استفاده می کنند . نکته مهم دیگر این است که اکثریت گروه  غیر مذهبی را دانشجویان تشکیل می دهد و شاید یکی از دلایل پیشرفت انها در سال های قبل همین نکته باشد. هرچند که رهنمود های  رهبری عزیز مبنی بر فراگیری علم  بسیار مکرر و معکد بیان می شود ولی متاسفانه به اندازه کافی اهمیت داده نمی شود و این شکاف هر روز در حال بیشتر شدن است. 

این شکاف در زمینه های  گوناگونی خود نمایی می کند  و با پیچیده تر شدن زندگی  شهری شکل جدیدی را به خود می گیرد . راه پایان دادن به این اختلافات تنها در گرو بازگشت به سیره معصومین(ع) و عمل به رهنمود های رهبرمعظم انقلاب  است .

باشد که با اتحاد پرچم ولایت را استوار نگاه داریم .

 

            

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 21:53  توسط م.الف  |